داشتم به امير مي گفتم که از توي اکانت من مي توني به فايلات دسترسي داشته باشي. برگشتم ديدم رکسانا پشت سرم داره دست دسي مي کنه !
ني ني جوجو هامون به دنيا اومدن. فعلن انقدر ريزن که درست حسابيديده نمي شن. در عوض ماهي عيدمون مرحوم شد.
ديروز رفته بوديم خونه يبهاره که براي تولدش سورپريزش کنيم ... وقتيمنتظر بوديم که بياد تو همه هي هيس هيس کردند تا بالاخره همه ساکت شدند بعد اون وسط رکسانا شروع کرد يقه ي بلوز منو مي کشيد و مي گفت آم ... آم ... آم . تازگيها وقتي مي خواد من بهش شير بدم اين کارو ميکنه .
رکسانا رو براي اولين بار برديم استخر. خيلي خوشش نمي اومد که تو آب باشه. سوار اردک بادي که هديه يعمه غزاله است کرديمش و با اون اومد تو آب.